السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )
37
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )
العياذ باللّه - هذيان مىگويد . آسمان خون گريه كن ! يك صحابى ، در روى پيامبر عظيم الشّأن اسلام ( ص ) و در محضر ديگر صحابه ، به پيامبر خاتم ( ص ) چنين ناروا گفت . گرچه در اين روايت گوينده را تعيين نكردهاند ، ليكن ، با توجه به روايت صحيح بخارى ، كه پيش از اين نقل كرديم ، جز از عمر از چه كسى چنين جسارتى برمىآمد ؟ آرى ، گوينده همان كس بود كه گفت « حسبنا كتاب اللّه » « 1 » . بارالها ، چه مصيبتى از اين بزرگتر ! پس از اين گفتوگو و مجادله ، بعضى از حاضرين خواستند كه قلم و كاغذ بياورند ، امّا پيامبر ( ص ) فرمود « أو بعد ما ذا ؟ ! » « 2 » يعنى آيا پس از چه ؟ ! بعد از اين سخن ، اگر قلم و كاغذ مىآوردند و پيامبر ( ص ) وصيت نامهاى مىنوشت كه در آن اسم على ( ع ) بود ، مخالفان مىتوانستند چند
--> - الجهاد 2 / 120 و باب اخراج اليهود من جزيرة العرب 2 / 136 ، بدين لفظ آمده است : « فقالوا : هجر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم » . و در صحيح مسلم ، باب من ترك الوصيّة 5 / 76 ؛ تاريخ طبرى 3 / 193 ، بدين عبارت آمده است : « انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم يهجر » . ( 1 ) . عمر خود ، بدين امر اعتراف كرده است . بنا به نقل امام ابو الفضل احمد بن ابى طاهر در كتاب تاريخ بغداد و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه 3 / 97 ، در شرح حال عمر ، يك روز طىّ مباحثهاى مفصّل كه ميان ابن عبّاس و عمر درگرفت ، عمر گفت : « پيامبر تصميم داشت كه ، به هنگام بيمارىاش ، تصريح به نام او [ - على بن ابى طالب ] كند ولى من نگذاشتم » . نيز ر . ك : المراجعات ، علّامه شرف الدّين ، ترجمهء محمّد جعفر امامى ص 442 - 443 . ( 2 ) . طبقات ابن سعد 2 / 242 ، چاپ بيروت .